السيد موسى الشبيري الزنجاني

2472

كتاب النكاح ( فارسى )

نساءكم در معطوف عليه قرار بگيرد ولى استدلال زجّاج در فقه القرآن راوندى « 1 » با تفصيل بيشترى نقل شده كه اين اشكال واضح به آن متوجه نيست . 2 ) تقريب دقيق تر از كلام زجّاج و بررسى آن زجّاج مىگويد كه قول سيبويه و محققان اين است كه دو موصوفى كه عاملان آنها مختلف باشند هر چند اعراب يكسان داشته باشند نمىتوانند صنعت واحدى بگيرد . زجّاج سپس مثال قبلى را ذكر كرده و مىگويد كه كلمه " الظريفات " نمىتواند وصف هر دو نساء باشد چون نساء اوّل مجرور به باء است و نساء دوم مجرور به " من " « 2 » در آيه شريفه هم چون نساءكم اوّل ، مجرور به اضافه امهات بان مىباشد و نساءكم دوم مجرور به " من " در نتيجه " اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ " . . . نمىتواند وصف هر دو نساءكم باشد . اين تقريب با پذيرش قول سيبويه « 3 » تقريب درستى است ، ولى براى اثبات عدم

--> ( 1 ) فقه القرآن راوندى 2 : 84 و 85 ، اين استدلال رجّاج را استاد - مد ظله - در درس طرح نفرمودند ولى در خارج بحث اين تقريب از استدلال به ايشان عرضه شده و ايشان پاسخى را كه در متن آورديم ذكر كردند . ( 2 ) ( توضيح بيشتر ) در فقه القرآن راوندى 2 : 85 آورده كه " لانّ الاولى جر با لباء و الثانية با بالاضافة ، كلمه بالاضافة در اين جمله اشتباه مىباشد ، نساء در جمله دوم مجرور ب " من " است نه به اضافه آرى در آيه شريفه يكى از دو نساء مجرور به حرف جر و ديگرى مجرور به اضافه مىباشند و به نظر مىرسد كه بين آيه محل بحث و مثال مذكور خلط شده است . ( 3 ) ( توضيح بيشتر ) در همع الهوامع 2 : 119 در بحث تابع معطوف و معطوف عليه توضيح بيشترى درباره نظر سيبويه مىدهد كه نقل آن در اينجا مفيد است : ( قال ابو حيّان : و مقتضى مذهب سيبويه انّه تقارب ) ، معنايى دارد يا خير ؟ لا يجوز الاتباع لما انجرّ من جهتين كاختلاف الحرف و الاضافة نحو مررت بزيد و هذا غلام بكر الفاضلين و كاختلاف الحرفين نحو مررت بزيد و دخلت الى عمرو الظريفين و كاختلاف معنى الحرفين نحو مررت بزيد و استعنت بعمرو الفاضلين ، او الاضافتين ، نحو هذه دار زيد و هذا اخو عمرو الفاضلين بارى از عبارت خالد ازهرى در شرح تصريح 2 : 116 بر مىآيد كه در آيه شريفه بنابر نظر برخى از نحويان مىتوان " اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ " را وصف هر دو " نِسائِكُمْ " گرفت ، وى پس از ذكر چهار صورتى كه در نعت واحد و منعوت متعدد تصوير شده و بحث تفصيلى از احكام اين چهار صورت مىگويد : هذا كلّه مع اتحاد جنس العاملين فان اختلف كهذا زيد و جاء عمرو الظريفان ، و مررت بزيد و هذا عمرو الظريفان و لقيت زيداً و ان عمراً فى الدار القائمان " فذهب الجمهور الى منع الاتباع ، و الاخفش و الجرمى الى جوازه منتهى بنابراين طبق نظر اخفش و جرمى مىتوان " اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ " را وصف هر دو نساءكم دانست ، ولى سيوطى در همع الهوامع 2 : 118 نظر اخفش را چنين ذكر كرده كه : " جوز قوم منهم الاخفش اذا اتحد العمل لا جنس العامل و تقارب المعنى " كه تقارب معناى عاملان را در جواز اتباع شرط دانسته است ، بنابراين نظر ، بايد دقت شود كه آيا